close
چت روم
قهر زن به جنایت خونین ختم شد
loading...

ترول کده ;; عکس،آهنگ،جک،اس ام اس

قهر زن به جنایت خونین ختم شد قهر زنانه کافی بود تا جنایتی خونین رقم بخورد و شوهرش به قتل برسد. ساعت 10 شب 29 اسفندماه سال گذشته مرگ مرموز مردی 30 ساله در یکی از بیمارستان‌های تبریز به پلیس 110 گزارش شد و دقایقی بعد تیمی از ماموران کلانتری 13برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند. حوادث - به گزارش وطن امروز، با مراجعه تیم تجسس به بیمارستان عالی‌نسب تبریز، پزشکان در تحقیقات به پلیس گفتند این مرد با خونریزی شدید ناشی از زخم‌های چاقو چند ساعتی پیش توسط زن و مرد جوانی به بخش اورژانس انتقال یافته…

پیشواز های برتر ایرانسل

به خدا = 3314733
دیدی = 3314737
دوست دارم = 3315193
هوایی شدی = 3315201
هوایی شدی دو = 3315202
عاشق شدم = 5513466
یاد من = 5514692
عشق اول = 5514688
خدایا = 5513988
یکی هست = 3313225
سریال شیدایی = 2211520
خوان هفصد = 3313992
با من بمون = 3313993
برو فکرشم نکن = 5513986
حلالم کن = 4413389
باور کن = 3312715
تقاص = 3314296
نگو = 5515735
یکی یکدونه = 5515404
میمیرم 2=5515737
ماه عسل 2=2211667
آخه تو هنوز عشق منی=5515590
ای دل=4414367
گم شدم=4413350
ساعت رفتن=5514691
وقت رفتم=5514823
ای کاش = 3314372
به خودت باختمت = 3314371
خط نشون = 5515633
خداحافظ بچه = 2211665
چه زود=5513976
یه دل شکستم=3314294
رفیق نیمه راه = 5514627
قرار بود2=5515111
وابسته=5515592
هی تو= 3314291
هی تو2= 3314292
بگومگو = 3313995
تو راست میگی = 3313226
نارفیق دو = 5514690
نارفیق = 5514689
تصمیم = 3313736
تو نزدیکی = 2211397
قلبم = 3313738
مغرور = 3313377
بازم دوباره = 3313737
چی شد = 3313375

قهر زن به جنایت خونین ختم شد

ابراهیم حسینی بازدید : 47 دوشنبه 20 خرداد 1392 زمان : 11:12 نظرات ()

قهر زن به جنایت خونین ختم شد

قهر زنانه کافی بود تا جنایتی خونین رقم بخورد و شوهرش به قتل برسد. ساعت 10 شب 29 اسفندماه سال گذشته مرگ مرموز مردی 30 ساله در یکی از بیمارستان‌های تبریز به پلیس 110 گزارش شد و دقایقی بعد تیمی از ماموران کلانتری 13برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند.

حوادث - به گزارش وطن امروز، با مراجعه تیم تجسس به بیمارستان عالی‌نسب تبریز، پزشکان در تحقیقات به پلیس گفتند این مرد با خونریزی شدید ناشی از زخم‌های چاقو چند ساعتی پیش توسط زن و مرد جوانی به بخش اورژانس انتقال یافته و با وجود جراحی‌های پزشکی تسلیم مرگ شده است.


 

دقایقی بعد با مخابره مرگ مرموز جوان 30 ساله به بازپرس جنایی، وی به تیمی از ماموران اداره قتل ماموریت داد تا تجسس‌های میدانی خود را در این باره آغاز کنند. بدین ‌ترتیب تیم جنایی با بررسی دوربین مداربسته بیمارستان دریافتند که قربانی توسط زن و مردی که بسیار پریشان و دستپاچه بودند به بیمارستان منتقل شده و آنان پس از ساعتی از بخش اورژانس فرار کرده‌اند.

پلیس در ادامه تحقیقات خود به سرنخ بسیار مهمی دست پیدا کرد؛ یکی از پرستارها که رفتارهای زن و مرد مرموز را زیر نظر داشته به کارآگاهان گفت: وقتی مرد زخمی را به بخش اورژانس آوردند وی بیهوش بود و خونریزی شدیدی داشت، همزمان زن جوان گریه می‌کرد و می‌گفت مقصر است و به خاطر وی «محسن» به آن روز افتاده است. بر این اساس کارآگاهان با به دست آوردن نشانی زن جوان که «سمیه» نام دارد موفق شدند وی را در خانه پدری‌اش دستگیر کنند.

این زن که وحشت‌زده بود، گفت: من و محسن چندسالی بود ازدواج کرده بودیم. از همان روزهای نخست ازدواجمان با هم اختلاف داشتیم و سر هر مساله کوچک با هم درگیر می‌شدیم. او از لباس پوشیدنم، طرز غذا درست کردنم، تلفن زدن به خانواده‌ام و هر چیزی که فکرش را بکنید ایراد می‌گرفت. این چند سال با سختگیری‌های بی‌موردش زندگی‌مان را به جهنم تبدیل کرده بود.

وی در ادامه افزود: هربار که بین‌مان اختلاف به وجود می‌آمد و دیگر نمی‌توانستم رفتارهای همسرم را تحمل کنم به خانه پدری‌ام می‌رفتم و همیشه با میانجیگری و وساطت بزرگان فامیل یا پادرمیانی پدر و مادرم به خانه بازمی‌گشتم تا اینکه چند روز پیش وی برای چندمین‌بار با من حرفش شد و کتکم زد و از خانه قهر کردم و به خانه پدرم رفتم. 

محسن به خانه پدرم آمد و حرف‌های گذشته‌اش را تکرار کرد، می‌گفت من زن بی‌مسؤولیتی برایش بوده‌ام و لیاقت زندگی با وی را ندارم. من نیز از عصبانیت جوابش را دادم تا اینکه وی چاقویی را از زیر لباسش بیرون آورد و به سویم حمله‌ور شد که مرا بکشد.

خیلی ‌ترسیده بودم، با فریادهایم پدر و مادرم و همسایه‌های طبقه بالا به خانه‌مان آمدند و قصد داشتند وی را آرام کنند ولی محسن با عربده‌کشی‌هایش قصد خاتمه دادن به ماجرا را نداشت.

این زن با بیان اینکه نمی‌داند چه کسی همسرش را با چاقو زده، گفت: همه در حیاط خانه ما بودند و می‌خواستند محسن را آرام کنند ولی وی دست‌بردار نبود و ناگهان با چاقو به سوی برادرم حمله‌ور شد و نمی‌دانم در آن شلوغی چه شد که وی روی زمین افتاد و چند لحظه‌ای نگذشت که وی غرق در خون شد.

من و برادرم، وی را به بیمارستان بردیم ولی هنگامی که دیدیم شوهرم دیگر زنده نیست از ترس اینکه اتهام قتل وی به گردن ما بیفتد از بیمارستان بیرون زدیم.

با ادعای سمیه، کارآگاهان در شاخه دیگری از بررسی‌هایشان مادر زن جوان را که اظهارات ضد و نقیضی داشت تحت بازجویی گرفتند که وی نیز به آنان گفت: محسن همیشه دخترم را اذیت می‌کرد. سمیه به خانه ما می‌آمد و نمی‌خواست دیگر به خانه همسرش بازگردد ولی هر بار با پادرمیانی به دخترم اصرار می‌کردیم و وی را همراه محسن به خانه‌اش می‌فرستادیم ولی این بار سمیه دیگر حاضر به بازگشت نشد و دامادمان چاقویی از زیر لباسش درآورد و خودزنی کرد. ما نیز هرچه سعی کردیم مانع وی شویم موفق نشدیم و پسرم همراه سمیه وی را به بیمارستان رساندند.

این اظهارات در حالی از سوی مادر سمیه بیان شد که زن جوان را در اعترافاتش مطالبی دیگر عنوان کرده بود. بر این اساس کارآگاهان تحقیقات خود را روی مادر و دختر متمرکز کردند و با به دست آوردن سرنخ‌های دیگری از صحنه جنایت و شاهدان درگیری دریافتند مادر سمیه دروغ می‌گوید. بر این اساس سمیه و مادرش دوباره تحت بازجویی‌های فنی قرار گرفتند و پرده از راز جنایت برداشتند.

زن جوان که مدام گریه می‌کرد به کارآگاهان گفت: محسن زندگی‌ام را به جهنم تبدیل کرده بود و مرا زیر باد کتک می‌گرفت تا اینکه تصمیم گرفتم از وی جدا شوم، بنابراین به خانه پدرم رفتم و از خانواده‌ام خواستم مرا حمایت کنند و موافق جدایی من از شوهرم باشند. آنها نیز قبول کردند تا اینکه روز حادثه محسن به خانه آمد و با من صحبت کرد و من گفتم دیگر نمی‌خواهم با وی زندگی کنم. محسن نیز با توهین و کتک می‌خواست مرا به زور ببرد که پدر و برادرم به کمک آمدند و شوهرم با چاقو به سوی آنان حمله‌ور شد. برادرم از خودش دفاع کرد و چاقو به پهلوی محسن خورد و به زمین افتاد. 

وقتی وی بیهوش شد ما محسن را به بیمارستان رساندیم ولی وی از شانس بد به کام مرگ فرورفت. با این اتفاق و با توجه به اینکه برادرم به تازگی ازدواج کرده بود، نمی‌خواستیم وی به دردسر بیفتد بنابراین با بیان نکردن حقیقت قصد داشتیم پای برادرمان به این جنایت باز نشود.

با اعترافات تکان‌دهنده سمیه و مادرش، کارآگاهان دستگیری این جوان را در دستورکار خود قرار دادند و موفق شدند مرد جوان را که «ناصر» و 27 ساله است در خانه پدرهمسرش دستگیر کنند که وی در همان بازجویی‌های ابتدایی و پس از اینکه دریافت مادر و خواهرش راز جنایت را برای پلیس فاش کرده‌اند لب به حقیقت گشود و به قتل دامادشان اعتراف کرد.

وی در بازجویی‌ها گفت: محسن چند سال خواهرم را اذیت کرده بود و وی را کتک می‌زد.

از رفتارهای وی خسته شده بودم و چند بار می‌خواستم وی را ادب کنم ولی خانواده‌ام با گریه و زاری و التماس مانع این کار می‌شدند تا اینکه روز جنایت دامادمان مقابل چشمان پدر و مادرم، خواهرم را کتک زد.

نتوانستم جلوی خودم را بگیرم و به سوی وی حمله کردم ولی محسن چاقو کشید و می‌خواست مرا بزند ولی خانواده‌ام و چند تن از همسایه‌ها که برای وساطت پایین آمده بودند می‌خواستند وی را آرام کنند ولی محسن دست‌بردار نبود و حمله کرد. در این میان چاقو به پهلوی خودش خورد و به زمین افتاد.

بنابر این گزارش، با اعترافات ناصر، پلیس با بازسازی صحنه جنایت و بررسی دیگر زوایای این قتل پرونده را برای صدور کیفرخواست به بازپرس قتل ارجاع کرد./وطن امروز

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    کیفیت سایت را چگونه عرض یابی میکنید؟





    آمار سایت
  • کل مطالب : 155
  • کل نظرات : 10
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 8
  • آی پی امروز : 3
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 52
  • باردید دیروز : 10
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 80
  • بازدید ماه : 205
  • بازدید سال : 1,235
  • بازدید کلی : 23,318
  • خيالَت راحَت!
    سایت ترول کـــده
    گاهـــي
    هَر اَز گاهـــي
    فانـــوس يادَت را
    ميان ايـن کوچه ها بـي چراغ و بـي چلچلـه، روشَـن کنَم
    خيالـت راحـَــت! مَـن هَمان منـــَــم؛ 
    هَنوز هَم دَر اين شَبهاي بـي خواب و بـي خاطـــِره
    ميان اين کوچـه هاي تاريک پَرسـه ميزَنـَم
    اَما بـه هيچ سِتاره‌ي ديگـَري سَلام نَخواهــَـم کَرد...
    خيالَت راحَت !

    یـآدَم بـآشــَد،
    ســایـــت تــرول کــده

    یـآدَم بـآشــَد،
    وقتی آمدی
    رآز بـــزرگـــی رآ
    به تو بگویم...
    این که در نبــودَت،
    آســـِمــان آبـــی نیـــــست ...
     

    آخـــــــی
    ترول کده

    این روزها
    اگر خون هم گریه کنی
    عمق همدردی دیگران با تو
    یک کلمه است :
    " آخـــــــی "
     

    بروزترين پيشوازهاي ايرانسل و همراه اول
    بوي عيدي = 30308
    اي حرمت = 30296
    دوست دارم = 30896
    دلم گرفته = 30202
    عشق اول = 30464
    يکي هست = 30880
    هرگز نشد = 30470
    قرار نبود = 30475
    يادته = 30895
    خاطره ها = 30875
    حلالم کن = 4413389
    يکي يکدونه = 5515404
    ساعت رفتن=5514691
    رفيق نيمه راه = 5514627
    تو راست ميگي = 3313226
    هي تو= 3314291
    تصميم = 3313736
    تو نزديکي = 2211397
    مغرور = 3313377
    چي شد = 3313375
    به خدا = 3314733
    ديدي = 3314737
    دوست دارم = 3315193
    هوايي شدي = 3315201
    هوايي شدي دو = 3315202
    سريال شيدايي = 2211520
    برو فکرشم نکن = 5513986
    گيجه لر=3312873
    کيم گلر= 3312879
    تقاص = 3314296
    امکانات سایت